محمد على حاجيلو
26
ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى )
بسيارى از خلفا عقلگرايى را ويژگى خاص شيعيان و احيانا معتزله مىدانستند و در مقابل از متعصبان اهل حديث ( اشاعره ) حمايت كردند . بهطور مثال متوكل عباسى با سركوب شديد شيعيان و عقلگرايان غيرشيعى مكتب كلامى اشاعره كه خود را اهل حديث ( اهل سنت ) مىناميدند را مذهب رسمى اعلام كرد و از آن به بعد هواداران مكتب خلفا تماما خود را « اهل سنت » خواندند . تشيّع در به دست گرفتن حكومت نيز به پويايى خود ادامه داد و به رغم سركوبهاى شديد توسط خلفا ، حكومتهاى شيعى مستقل يكى پس از ديگرى تشكيل شدند ؛ ادريسيان در مغرب ، زيديان در يمن و علويان در شمال ايران موفق شدند قلمرو خود را به مأمنى براى سادات و پيروان مكتب اهل بيت عليهم السّلام تبديل كنند . همه اينها مقدمهاى شد براى قرن چهارم و پنجم هجرى كه دو حكومت مقتدر شيعى يعنى آل بويه در شرق عالم اسلامى آن روز و فاطميان در غرب حاكميت را در دست گرفتند . اوج شكوفايى تمدن اسلامى نيز در همين دو قرن به چشم مىخورد . نكته قابلتوجه اينجاست كه شيعيان بعد از به دست گرفتن قدرت با سنّيان به احترام برخورد مىكردند و همانند خلفاى اموى و عباسى در صدد تحميل عقايد خود با زور و اجبار بر نيامدند ؛ آنان روش امام اول خود مولاى متقيان حضرت على عليه السّلام را در پيش گرفتند كه آن حضرت به رغم روش خلفاى قبل از خود از هيچكس به زور بيعت نگرفت اين نوع عملكرد آزادمنشانه حكومتهاى شيعى نظير آل بويه ، حمدانيان و فاطميان اگرچه موجب سوءاستفاده سنىها و تسلّط زورمدارانه مجدد آنها گرديد ، ولى